تبليغاتX
ستاره شب های من

ستاره شب های من

بیوگرافی.........

سلام به شما عزیزان...............

قبل از هر چیز میلاد با سعادت منجی عالم بشریت مهدی(عج) به عاشقانش تبریک میگویم

شاید که این جمعه بیاید شاید..................

براتون بیوگرافی امین حیایی رو اماده کردم                      بریم؟بزن بریم

نام و نام خانوادگی : امین حیایی
تاریخ تولد: 1349
محل تولد: تهران 


......................................
مدرك تحصیلی : فارغ التحصیل کامپیوتر
روابط خانوادگی با دیگر هنرمندان :  نیلوفر خوش خلق (همسر ) 
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "دو همسر" (اصغر هاشمی) در سال ١٣٧٠.
- در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال 1370 بازیگر یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم براده های خورشید شد.
- خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلمهای سینمایی بازی کند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم "سیب سرخ حوا" (1378) چندان موفق نبود.
- او در فیلم های سیروس الوند توانست خوش بدرخشد. در فیلمهای "هتل کارتن"، "دست های آلوده" و بخصوص در فیلم "مزاحم" که متاسفانه بازی زیبای امین حیایی با شخصیت پردازی ضعیف از دست رفت.
- او در سال 1381، رکورددار بود. شش فیلم با بازی او در سال 1381 در سینماهای تهران به روی پرده رفت : مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد، بوی بهشت 


- بازیهای متفاوت او در سال 1382: "عروس خوش قدم" و "دختر ایرونی" و در سال 1383 با فیلمهای "کما" و "مهمان مامان" نام او را به عنوان یک بازیگر توانا سر زبانها انداخت تا جایی که او به عنوان یکی از دو بازیگر برگزیده سال برای بازی در فیلم "دختر ایرونی" از جشن سالیانه ماهنامه دنیای تصویر تندیس حافظ دریافت کرد.
بازی کم نقص و تحسین برانگیز او در فیلم "زن زیادی" در جشنواره بیست و سوم فیلم فجر همچنان نشان از سیر صعودی او در زمینه بازیگری دارد. 



............................
بخشی از فیلم شناسی :

1385 تله ( سیروس الوند ) [بازیگر]
1385 سنگ، کاغد، قیچی ( سعید سهیلی ) [بازیگر]
1385 اخراجی ها ( مسعود ده نمکی ) [بازیگر]
1385 مهمان ( سعید اسدی ) [بازیگر]
1384 ستاره ها - جلد اول: ستاره می شود ( فریدون جیرانی ) [بازیگر]
1384 شام عروسی ( ابراهیم وحیدزاده ) [بازیگر]
1384 چه کسی امیر را کشت؟ ( مهدی کرم پور ) [بازیگر]
1384 ستاره ها - جلد دوم: ستاره است ( فریدون جیرانی ) [بازیگر]
1383 شارلاتان ( آرش معیریان ) [بازیگر]
1383 زن زیادی ( تهمینه میلانی ) [بازیگر]
1383 سرود تولد ( علی قوی تن ) [بازیگر-خواننده]
1383 نقاب ( کاظم راست گفتار ) [بازیگر]
1383 آکواریوم ( ایرج قادری ) [بازیگر]
1383 عروس فراری ( بهرام کاظمی ) [بازیگر]
1382 کما ( آرش معیریان ) [بازیگر]
1382 مهمان مامان ( داریوش مهرجویی ) [بازیگر]
1382 شکلات ( افشین شرکت ) [بازیگر]
1381 تب ( رضا کریمی ) [بازیگر]
1381 دختر ایرونی ( محمدحسین لطیفی ) [بازیگر]
1381 عروس خوشقدم ( کاظم راست گفتار ) [بازیگر]
1380 اثیری ( محمدعلی سجادی ) [بازیگر]
1380 بوی بهشت ( حمیدرضا محسنی ) [بازیگر-خواننده]
1380 رز زرد ( داریوش فرهنگ ) [بازیگر]
1380 مانی و ندا ( پرویز صبری ) [بازیگر]
1380 مزاحم ( سیروس الوند ) [بازیگر]
1380 مونس ( حمید رخشانی ) [بازیگر]
1379 علف های هرز ( قدرت الله صلح میرزایی ) [بازیگر]
1378 تکیه بر باد ( داریوش فرهنگ ) [بازیگر]
1378 دست‌ های آلوده ( سیروس الوند ) [بازیگر]
1377 سیب سرخ حوا ( سعید اسدی ) [بازیگر]
1376 بادام های تلخ ( کاظم معصومی ) [بازیگر]
1375 براده‌ های خورشید ( محمدحسین حقیقی ) [بازیگر]
1375 هتل کارتن ( سیروس الوند ) [بازیگر]
1373 حامی ( قدرت الله صلح میرزایی ) [بازیگر]
1372 پرتگاه ( بهرام ری پور ) [بازیگر]
1371 دو همسفر ( اصغر هاشمی ) [بازیگر]
1371 دو روی سکه ( محمد متوسلانی ) [بازیگر] 



............................
جوایز و انتخابها
>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (زن زیادی) [ دوره 23 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1383 ]
>> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد (زن زیادی) [ دوره 6 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1384 ]
>> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد (کما) [ دوره 5 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1384 ]
>> کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد (دختر ایرونی) [ دوره 4 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1383 ]
>> کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (عروس خوشقدم) [ دوره 7 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1382 ]
>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (براده‌ های خورشید) [ دوره 15 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1375 ]


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 0:59  توسط مانی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 0:1  توسط مانی  | 

دست پر اومدم.............

با عرض سلام به دوستان عزیز اخرین ایمیل هایی که برام اومده چند عکس از فیلم بی پولی بوده که بهرام رادان و لیلا حاتمی در ان ایفای نقش میکنند.بریم ببینیم............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 23:56  توسط مانی  | 

دوباره سلام...............

سلام این چند ماه که نیامدم و وبلاگم رو اپ نکردم هم حال و حوصله درست و حصابی نداشتم و هم درس ها اجازه نمیداد ولی الهی شکر امروز امتحاناتم تمام شد و بعد از ۹ ماه بدبختی ۳ ماه راحت باشیم و روز از نو روزی از....

ولی قول میدم که دیگه وبلاگم رو تا اونجا که میتونم اپ کنم هر چند که کسی ما رو تحویل نمیگیره و تره هم واسه وبلاگ در پیتییم خرد نمیکنه ...........ولی خودم که دل دارم

متن زیر مصاحبه و عکس محسن چاووشی عزیز و بهرام رادان است امیدوارم خوشتون بیاد

اما سال ۸۶ تحت هر شرايطي سال خوبي براي موسيقي پاپ نبود. حتي حضور نمايشي اين شاخه موسيقي در جشنواره فجر هم کمکي به سال بد موسيقي پاپ نکرد. در اين سال هيچ ملودي و ترانه يي به يک زمزمه فراگير تبديل نشد. در اين ميان البته محسن چاوشي مي تواند استثنايي بر اين قاعده باشد. اما مساله اين است که چاوشي هم به هر حال در جريان موسيقي زيرزميني يا بهتر بگوييم بدون مجوز تعريف مي شود. موسيقي پاپ در شکل رسمي خود در سال ۸۶ چيز به يادماندني ارائه نکرد. از آنجا که استادان موسيقي اصيل ايراني، کلاسيک غربي و… در طول سال به مناسبت هاي مختلف بر سر سخن رفته بودند بدک نديديم کد در پایان سال به بخشي از موسيقي بپردازيم که کمتر امکان سخن گفتن داشت. گويا چاوشي تصميم داشت امسال را بدون حاشيه برگزار کند که شايد اين سکوت و کناره گيري به گرفتن مجوز نشر آثارش کمک کند، که به هر حال باز هم شرايط به گونه يي پيش رفت که نام او بر سر زبان ها افتاد.-توانستيد اين بار «سنتوري» را با خيال راحت ببينيد؟

بله، دفعه قبل در جشنواره پارسال با هزار بدبختي و توي صف ايستادن و واسطه تراشي و رفاقت و پارتي بازي، بالاخره توانستم در سالن سينما ايران سنتوري را ببينم ولي اين بار قضيه فرق مي کرد و توانستم با خيال راحت و در خانه نسخه کامل را تماشا کنم.

-اين دفعه چه چيز و کدام قسمت فيلم برايتان مهم بود، دنبال اسم خودتان هم بوديد که در نسخه جشنواره پارسال حذف شده بود؟

CHAVOSHI-MOHSEN.jpg


اصلاً، اين بار هم حواسم بيشتر به بازي بهرام غرادانف بود. باز هم مثل دفعه قبل بازي اش مرا تحت تاثير قرار داد. دفعه قبل وقتي آن قسمتي را ديدم که او با وجود گرسنگي و بي غذايي، سوسيس هايش را بين معتادان تقسيم کرد، واقعاً بغض کردم. بعد از ديدن فيلم، باز هم بازي اش را تبريک گفتم. البته اين بار با sms.

-از ديدن اسم خودتان در تيتراژ شروع فيلم و شنيدن ترانه ها با صداي خودتان چه حسي داشتيد؟

اگر بگويم هيچ حسي باورتان مي شود. بيشتر حواسم به خود فيلم و بازي بهرام بود.

-يعني بعد از اين همه مدت کشمکش به دليل حضور صداي شما و حذف اسم و صدايتان، الان که فيلم با اسم و صداي خودتان پخش شده هيچ حسي نداريد؟

واقعاً نسبت به صداي خودم و اسمم هيچ حساسيتي نداشتم. آهنگ هاي خودم را که هزار بار شنيده بودم و برايم تکراري شده بودند. آنها هم که بايد، مي دانستند که ترانه ها را من نوشته ام و خواننده ترانه ها محسن چاوشي است. پس دليلي نداشت که خوشحال باشم.

-اما سال گذشته ناراحتي و نارضايتي خود را از حذف نام تان از تيتراژ فيلم اعلام کرديد؟

سال قبل از حذف اسمم ناراحت نبودم، از نوع برخوردها ناراحت بودم، چون همان طور که گفتم همه مخاطبان «سنتوري» مي دانستند که خواننده ترانه ها منم. باور کنيد امسال هم بيشتر از اينکه خوشحال باشم، از ديدن سنتوري و نسخه کامل آن ناراحت شدم.

-به نظر مي آيد تنها برنده پخش فيلم سنتوري محسن چاوشي باشد که با وجود همه شايعات از حذف اسم و صدايش تا جايگزيني صداي بهرام رادان بالاخره فيلم با صدا و آهنگ هاي خودش پخش شد.

اين را مي گويم که فقط مطمئن شويد واقعاً حس واقعي ام را مي گويم. اين را قبول دارم که هر کاري که مي شد براي حذف اسم و صداي من از فيلم صورت گرفت ولي وقتي «سنتوري» با اسم و صدا و موسيقي من پخش شد، هيچ حس پيروزي، انتقام و… نداشتم فقط به اين دليل که مطمئن بودم کار خودم را انجام داده ام و موسيقي ترانه هاي فيلم مال خودم است، حتي اگر طبق شايعاتي که واقعيت هم نداشتند، بهرام آنها را با صداي خودش بازخواني کرده باشد. همين حس مالکيت و حسن انجام کار بود که کمکم مي کرد درباره سنتوري به حاشيه نروم. ولي باز هم مي گويم واقعاً براي تهيه کننده سنتوري ناراحت شدم.


KKKKKKKKKKKKKKKK.jpg


-از بحث سنتوري خارج شويم و برويم سراغ موسيقي خودتان، موسيقي شما موسيقي و سبک و لحني داشت که در خلاف جريان آب حرکت مي کرد…

يعني چي؟

-مثل اولين کارتان «نفرين» ترانه يي که به نوعي بدعت گذار ترانه ها و آهنگ هاي «نفرين کننده» امروز بود، يا سبکي تلخ و سياه که تا امروز هم در کارهايتان ادامه دارند.

من از خواندن «نفرين» و ترانه «الهي سقف آرزوت خراب بشه روي سرت» الان پشيمانم. آن زمان نبايد آن ترانه را مي خواندم چون هيچ عاشقي، معشوقش را نمي تواند نفرين کند و آرزوي مرگ او را داشته باشد، ضمن اينکه تا جايي که امکان دارد همه بايد سعي کنند مثبت بخوانند. حالا ديگر مي خواهم ترانه هايي بخوانم که اميد و نگاه مثبت در آنها وجود داشته باشد. ضمن اينکه فکر نمي کنم کارهايم تلخ و سياه باشند. اين نظر شخصي شما است.

-ولي الان شما به عنوان خواننده آهنگ هاي تلخ و سياه و متفاوت پاپ مطرح شده ايد، چرا خودتان فکر مي کنيد کارهايتان تلخ و سياه نيستند؟

فکر نمي کنم که کل موسيقي ام چنين ويژگي داشته باشد. مثلاً وقتي «خودکشي ممنوع» را خواندم، آخرش را مثبت تمام کردم يا کارهاي ديگر هم همين وضعيت را دارند.

-ولي کارهاي مهم شما خود تلخي و سياهي اند، کارهايي مثل «متاسفم»، «آهنگ هاي سنتوري»، «عبور»، «نفس بريده»، «گل سر» و… مي خواهم بدانم اين نوع نگاه تلخ از کجا مي آيد؟

شايد از ناخودآگاه و گذشته ام. الان که مي پرسيد، مجبورم واقعاً در موردش فکر کنم. واقعاً نمي دانم ولي مطمئنم که اتفاقاتي را که از گذشته به ياد دارم تا به امروز در شکل گيري ذهنيت، سليقه و حتي حس صدايم تاثير داشته اند. مشکلات جنگ و جنگ زدگي و شهر به شهر آواره بودن مان از خرمشهر تا مشهد و تهران، مشکلات مالي و درگيري هاي روحي، رواني، عاطفي و… حتماً در ادامه يافتن اين نوع نگاه و سبک کاري تاثير داشته اند. فکر مي کنم باز هم بايد در اين باره بعد از رفتن شما فکر کنم. واقعاً هنوز مطمئن نيستم ولي ادامه اين روند مطمئنم که به شناخت خودم از «محسن چاوشي» دروني ام کمک مي کند و خواهد کرد. من با طي کردن اين روند به بسياري از ناشناخته هاي دروني خودم رسيده و پيدايشان کرده ام. طي اين چند سال اخير خيلي از حس هايي که قبلاً در من وجود نداشتند، خودشان را نشان داده اند. خيلي هم درونگراتر از گذشته شده ام. آهنگ هايم هم شايد متاثر از اين تغييرات و در ادامه مشکلات و اتفاقات گذشته ام باشند که البته هنوز تمام نشده اند و ادامه دارند.واقعاً نمي دانم. ولي يک حس دروني و شناختي که از خودم دارم، خلاف نظر شما را به من مي گويد. حتي اگر به قول شما آهنگ «متاسفم» آهنگ شناخته شده من باشد و به نوعي داستان زندگي من و خيلي هاي ديگر، ولي باز در شعر، ترانه و آهنگ هايم نوعي روشني و اميد هست. درد من «غم فراق» و «نرسيدني» است که مدام در حال تکرار و فرياد کردنش در آهنگ هايم هستم.

-آيا درست است که خواننده شدن شما فقط اتفاقي بوده و آهنگسازي را بيشتر دوست داريد؟

بله، هنوز هم آهنگسازي را بيشتر دوست دارم. واقعاً هم يک اتفاق و آشنا نبودنم به روند توليد و پخش يک کار باعث شد صدايم پخش شود و در مسيري قرار بگيرم که امکان خارج شدن و کناره گرفتن از آن وجود ندارد. الان هم خوانندگي و انتخاب آهنگ هاي خودم فقط و فقط به اين دليل است که با خوانندگي، خود و باطنم را پاک مي کنم و شست وشو مي دهم. وگرنه دليل خوانندگي من نه شهرت و معروفيت است و نه منافع مادي که تا به امروز با وجود پرمخاطب بودن کارهايم به آن نرسيده ام. هدف من از موسيقي فقط و فقط معنوي، همان درونگرايي و رسيدن به عمقي است که گفتم. براي همين هم هست که کسي در خيابان چهره من را نمي شناسد، هر جايي که اسمي از من باشد به غير از يکي دو تصوير تکراري چيز و عکس ديگري از من نمي بيني. فعلاً که اين سبک و نوع موسيقي شده همه دار و ندار من از زندگي.

-بخش هايي از آلبوم آخرتان را شنيده ام. به نظر مي آيد در اين آلبوم آخر با توجه به انتخاب شعرها به کلي سمت و سوي ذهني تان تغيير کرده است.

اين موضوع به نظرتان خوب است يا بد؟

-به نظر من خوب است. با اينکه موسيقي شما پاپيولار است ولي شعرها و همچنين موسيقي سنگين تر و دروني تر شده اند.

خودم هم چنين نظري دارم. بايد هم همين طور باشد وگرنه درجا مي زنم. درجا زدن هم امروزه، خود و عين پسرفت است. به نظرت من اگر بيايم دوباره کاري مثل «نفرين» را بخوانم کار درستي کرده ام؟ پس با انتخاب شعرهاي جديدتر که کاملاً با کارهاي قبلي ام متفاوت هستند و وسواس بيشتر در موسيقي ام به پيشرفتي که خودم حس مي کنم رسيده ام. براي همين هم مي گويم اگر اين آلبوم منتشر شود بهتر مي توان درباره من نظر داد. من به نظر خودم پيشرفت کرده ام و قدم هايم رو به جلو بوده اند.

-گويا تعداد کارهاي منتشر نشده جديدتان بيشتر از اين آلبومي است که مي گوييد؟

شما چون کارهاي من را شنيده ايد اين را مي دانيد. من اگر آن يک آلبوم را که هنوز منتشر نشده مثال مي زنم به اين دليل است که مردم و مخاطبان عادي از آن و آماده شدنش براي انتشار و مشکلات عدم انتشارش خبر دارند. آلبوم «يه شاخه نيلوفر» با وجودي که ترانه ها و موسيقي متفاوت تري را به نسبت کارهاي قبلي ام دارد ولي باز هم چندان جديد نيست. آخرين کاري که از من شنيده شد، ترانه هاي فيلم سنتوري است که باز هم مربوط به دو سال قبل مي شود. ما بعد از سنتوري، «يه شاخه نيلوفر» را کار کرديم و بعد از آن آلبوم «مولانا» را که از شعرهاي مولانا، وحشي بافقي، باباطاهر، شهريار و ژوليده نيشابوري استفاده کرديم. اين آلبوم متفاوت تر از همه کارهايي است که انجام داده ام. من از آلبوم «خودکشي» به بعد شروع کردم به خواندن و اجراي شعر و ترانه و آهنگ هاي فاخر. ولي هميشه دوست دارم نظر مردم و مخاطبان را بدانم. به همين دليل دوست دارم آلبومم زودتر به بازار بيايد تا بازخوردها و نظرهاي واقعي و حقيقي تر را بدانم.

-اين روزها ديگر صداي شما را شبيه به خواننده يي ديگر نمي دانند؟

من از آلبوم «خودکشي» به بعد صدايم هم تغيير کرد و به سمتي رفت که دوست داشتم برود. من از روز اول هم نمي خواستم شبيه خواننده ديگري بخوانم، اما بعضي از شرکت هايي که با پيشنهاداتشان براي همکاري موافقت نکردم، در اين ارتباط جوي را عليه من به راه انداختند. واقعاً آن روزها احساس تنهايي مي کردم. اما خدا را شکر مي کنم که همان خواننده يي که من را متهم مي کردند شبيه او مي خوانم در چند مصاحبه اش از صدا و موسيقي من دفاع کرد و گفت که هيچ شباهتي بين کار من و خودش نمي بيند ولي به جايش خواننده همان شرکت ها را به بدترين شکل نقد کرد و گفت که مي خواهد اداي او را دربياورد و حتي آهنگ هاي او را هم براي رسيدن به هدفش عيناً کاور مي کند. هميشه خواسته ام خودم باشم و نخواستم جاي کس ديگري باشم. اين را با موسيقي ام هم ثابت کرده ام.

-هميشه احساس مي کردم با توجه به رنگ و لحن صدايتان امکان کار سبک راک را هم داريد. اين البته اتفاقي است که در آلبوم هاي منتشر شده شما نيفتاده است. ولي در اين آلبوم هاي تازه، فضاي تنظيم ها به سمت راک رفته. دليل اين تغيير ناگهاني چه چيزي بود؟

من خواننده و آهنگساز کارها هستم و در تنظيم ها هيچ دخالتي نداشته ام. اخلاق کاري ام هم همين است. دليل اين تغيير را محمدرضا آهاري بهتر مي تواند توضيح دهد.

فعلا بای

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 22:22  توسط مانی  | 

ستاره شب های من

سلام  اول از همه باید از دوست خوبم پارمیس تشکر کنم که مرا در ساخت این وبلاگ یاری کرد...........امیدوارم بتوانم نظرتون را جلب کنم......... من اقای بهرام رادان را خیلی دوست دارم چون شباهت زیادی به پسرخاله ام دارن...وهمچنین اقای محمد سولوکی که یکی از بهترین و تواناترین مجریان هستند وبنده حقیر کی باشم که بخواهم از این اساتید صحبت کنم.....                                                        بهرام رادان درهامبورگ جلوی دوربین ابوالحسن داوودی می رودبهرام رادان درهامبورگ جلوی دوربین ابوالحسن داوودی می رود
سینمای ما – امیر کاظمی: بهرام رادان در بهار سال 87، راهی آلمان می شود تا در کنار عزت الله انتظامی، بازی در فیلم زادبوم به کارگردانی ابوالحسن داوودی را آغاز کند. تمام صحنه های دو بازیگر مذکور در شهر هامبورگ فیلمبرداری خواهد شد. پیش بینی می شود زادبوم برای بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر آماده شود. دیگر بازیگران زادبوم عبارتند از: مسعود رایگان، رویا تیموریان، پگاه آهنگرانی و مهدی سلوکی. فیلمبرداری فیلم بر عهده فرج حیدری است و بیتا منصوری به عنوان مجری طرح با این پروژه همکاری می کند.
تهيه كننده سنتوري: حاضريم DVD فيلم و پشت صحنه‌اش را منتشر كنيم

سينماي ما - فرامرز فرازمند گفت: تا عصر ديروز (دوشنبه 6 اسفند) چيزي حدود 94 ميليون ريال توسط مردم به حساب مشترك من و داريوش مهرجويي توسط مردم ريخته شده است و البته اين رقم هنوز در شهرستان‌ها مشخص نشده و به دست ما نرسيده است.
وي در واكنش به انتشار برخي اخبار نسبت به مسدود شدن شماره حساب كمك به فيلم «سنتوري» گفت: مهرجويي از اين ايده استقبال كرد و به نظر او و من، اين همدلي سينمادوستان و سينماگران نسبت به فرهنگ را نشان مي‌دهد و ما به خاطر تمام زحمات‌شان از آنها قدرداني مي‌كنيم.
فرازمند گفت: ما هيچ مخالفتي با وجود اين شماره حساب نداريم و حرف‌هاي مطرح شده از قول ما واقعيت ندارد. البته بايد اين را هم بگويم اين يك حمايت مردمي از طرف مردم است و اينجا موضوع مهم، مبلغ و رقم واريز شده به اين حساب مهم نيست.
اين تهيه‌كننده سينما با اشاره به نام سايتي كه فيلم سنتوري را منتشر مي‌كند، گفت: اين سايت به اسم «ايران پرادا» تمام محصولات فرهنگي را بدون هيچ حق رايتي براي دانلود منتشر مي‌كند و تمامي فيلم‌هاي سينمايي و سريال‌هاي تلويزيوني روي اين سايت قابل كپي شدن است كه به نظرم بايد با دست‌اندركاران اين سايت و امثال آن برخورد شود كه تمامي فيلم‌هاي ايراني را بدون اجازه صاحبانشان در اختيار مردم قرار مي‌دهد.
وي ادامه داد: ما از ابتدا قرار نبود كه نام اين سايت را اعلام كنيم اما به اين نتيجه رسيديم كه براي پيگيري اين ماجرا آن را مطرح كنيم.
وي در ادامه گفت: متاسفانه به جز وجود CD، سايت‌هاي اينترنتي هم در خارج از كشور فيلم «سنتوري» را براي براي دانلود گذاشته‌اند كه اين ضربه بزرگ‌تري را به فيلم زده است و اميدوارم كه بخش حقوقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برعليه اين سايت‌ها شكايتي را تنظيم كند چون آنها تمام داشته‌هاي فرهنگي ايران را رسما به تاراج گذاشته‌اند.
فرازمند در پيشنهادي براي مبارزه با قاچاق «سنتوري» گفت: ما حتي اگر اين فيلم اكران نشود آمادگي داريم كه با موافقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نسخه كامل DVD فيلم را به همراه پشت صحنه «سنتوري» را منتشر كنيم تا بتوانيم با اين موج قاچاق فيلم مبارزه كنيم.
وي در پايان گفت: هر كس اين فيلم را منتشر كرده، قصد داشته به دولت و فيلمساز همزمان ضربه بزند و اميدوارم با كمك وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بتوانيم با اين ضربه مقابله كنيم.

این خبری بود برای دوستداران بهرام خان

واقعا برای فیلم سنتوری ناراحت شدم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 22:6  توسط مانی  |